X
تبلیغات
رایتل

باز کن آغوش گرمت را که مشتاق پر کشیدن به سویت هستم

شنبه 28 آذر‌ماه سال 1394

     باز این روزها مرغ سعادت بر شانه ی من نشست و بعد از سال ها دوری از درس  و مدرسه، دوباره ندایی  مرا خواند و عشقی کودکانه مرا به مدرسه کشاند.این بار نه در دوره ی راهنمایی که آبلدیده شدم، بلکه پا در رکاب ابتدایی گذاشتم تا ذخیره ی  چربی این چند سال استراحت را به کمک گل های ایران زمین بسوزانم.امید است بتوانم با این سوختن، روشنی بخش محفل کوچکی از ایران عزیزم باشم.

ما گلهای خندانیم  فرزندان ایرانیم

ما سرزمین خود را  مانند جان می‌دانیم

ما باید دانا باشیم  هوشیار و بینا باشیم

از بهر حفظ ایران  باید توانا باشیم

آباد باش ای ایران  آزاد باش ای ایران

از ما فرزندان خود  دلشاد باش ای ایران

عباس یمینی شریف

نظرات (0)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد