X
تبلیغات
رایتل

نقش سگ ها در زندگی میگونی ها

دوشنبه 6 دی‌ماه سال 1395

     سگ ها در میگون به چند دسته تقسیم می شدند. سگ های گله، سگ های ولگرد، سگ هایی که نه ولگرد بودند و نه همراه گله می رفتند و سگ های خانگی. گله داران برای حفاظت از گله هایشان در مقابل حملات گرک و درندگان به تربیت و نگهداری از یک تا دو سگ می پرداختند. این سگ ها که دائماً همراه گله بودند با پارس هایی که می کردند نمی گذاشتند حیوانات درنده به خصوص گرگ ها به گله های گوسفندان نزدیک شوند. این گونه سگ ها بیشتر در شب به نگهبانی از گوسفندان می پرداختند و هر جنبنده ی غریبه ای که به آغل گوسفندان نزدیک می شد آن ها را فراری می دادند. اگر آدم هایی هم نزدیک گله می شدند آنقدر پارس می کردند تا صاحبان گله را از ورود یک شخص آشنا یا غریبه آگاه نمایند. اگر شخصی نزدیک می شد و نا آشنا بود صاحبان گله با کلمه ی چخ سگ ها را وادار به سکوت می کردند تا فرد مورد نظر به گله نزدیک بشود. سگ ها صاحبان و آشنایان صاحبانشان را خوب می شناختند. آن ها وقتی فرد آشنا را می دیدند با تکان دادن دم هایشان و نزدیک شدن به آن ها به نوعی محبت خودشان را آشکار می کردند. سگ ها کاملاً وفادارند. کافی است یک لقمه نان یا گوشتی به سگ داده شود، این محبت را سگ ها هیچ گاه فراموش نخواهند کرد. البته سگ ها پارس های متفاوتی دارند. گاهی پارس هایشان برای دیدن دشمن و حمله به طرف آن می باشد. گاهی صاحبانشان را می بینند و پارس می کنند. و گاهی هم سگ ها با شنیدن صدای سگ دیگری شروع به پارس کردن می کنند. به نوعی با هم حرف می زنند. صدای پارس سگ ها هم همانند بوق ماشین ها با هم فرق دارد. صاحبان سگ ها با تجربه ای که دارند می فهمند که صدای سگ ها به چه منظوری است.


Image result for ‫سگ گله‬‎


     سگ ها از لحاظ نوع رنگ و شکل و شمایل ظاهری نامگزاری می شوند. گرگی، سیاه، کُلاچ، ... سگ های سیاه بیشتر عصبانی می شوند. سگ های سفید تا حدودی از عصبانیت کمتر برخوردار هستند.

     صاحبان سگ ها آن ها را از بچگی تربیت می کنند. به آن ها غذا می دهند. سگ ها هم از همان بچگی با صاحبانشان دوست می شوند. با دیدن صاحبانشان پارس می کنند و دائم می خواهند خودشان را به صاحبانشان نزدیک کنند. از همان کوچکی دنبال گله همراه با سگ های بزرگ به کوه و صحرا می روند و یاد می گیرند که باید مواظب گله ها باشند. سگ ها وقتی یک مقدار بزرگ شدند، صاحبان آن ها گوش هایش را می برند. با این کار عقیده دارند که هنگام درگیری، گرگ ها نمی توانند گوش سگ ها را بگیرند و آسیب جدی وارد کنند. سگ ها تا یک مدتی از درد گوش بریده زجر می کشند، اما با خوب شدن جای زخم ها به حالت اول بر می گردند. با چاقویی که گوش سگ ها را می برند، دیگر  ازآن استفاده نمی کنند و آن را پرت می کنند. هنگام بریدن گوش، گردن حیوان را به درختی می بندند و یک نفر هم با تیغ یا چاقویی اقدام به بریدن گوش ها می کند. این کار برای سگ ها ناراحت کننده است. برخی هم مقداری از دم سگ ها را می برند. حیوان بیچاره از این عمل آدم ها خیلی زجر می کشد، اما از آن جایی که با وفا است هر بلایی که صاحبش بر سر آن بیاورد همانند بچه های کوچک زود فراموش می کند.

     برخی از سگ ها اگر چه صاحبانی دارند، اما به دلیل تنبلی و یا مسایل دیگر که برایش اتفاق می افتد، دنبال گله نمی روند. بیشتر در کنار آغل گوسفندان استراحت می کنند. این گونه سگ ها فایده ای برای صاحبانشان ندارد. برخی آنها را آنقدر از اطراف آغل ها فراری می دهند تا دیگر به طرف آغل ها نیایند.

     صاحبان سگ ها هم با برخی کلمات با سگ ها حرف می زنند و منظور خودشان را به آن ها می رسانند. مثلاً: با گفتن: بی یوه بی یوه سگ ها را به سمت خود می خوانند. گاهی هم سوت می زنند تا سگ ها به طرف آن ها بیاید. با گفتن: چخ سگ ها را از خودشان دور می کنند. همچنین کلمه ی چخ به سگ ها می فهمانند که نباید به چیزی نزدیک شود و یا چیزی را بخورد و یا بنوشد. با گفتن: کوش کوش سگ ها را به سمت دشمن و یا حیوانات درنده هدایت می کنند تا به آن ها حمله کند.

     برخی از سگ ها هم ولگرد هستند. سگ های ولگرد در میگون کم بودند. شهرداری های تهران از دهه ی پنجاه سگ های ولگرد تهران را جمع آوری می کردند و در منطقه ی رودبارقصران رها می کردند. این سگ ها به صورت دسته جمعی در کوچه و پس کوچه ها رها بودند. روزها را در جایی دور از آزار و اذیت آدم ها استراحت می کردند و شب هنگام در کوچه ها به این سوی و آن سو می دویدند و پارس می کردند. گاهی هم با سگ های گله ها برخورد می کردند و با یکدیگر درگیر می شدند. شب ها تا صبح صدای سگ ها خلوت کوچه ها را می شکست. برخی از این سگ ها هم ماده بودند. گاهی به تعقیب یک ماده سگ های ولگرد به این طرف و آن طرف می دویدند. با ورود سگ های ماده به میگون سگ های گله هم به طرف آن ها می دویدند و گاهی آغل ها را هم رها می کردند. سگ های ولگرد شب هنگام و گاهی هم در روز روشن به زباله های کنار خیابان نزدیک می شدند و برای سیر کردن شکم خود آن ها را به این طرف و آن طرف می کشاندند. همین عمل بهداشت محل هم به خطر می افتاد. بوی متعفن زباله ها و حشرات باعث شده بود که شهرداری محل هم برای از بین بردن سگ های ولگرد اقدام نماید. از دهه ی 70 به بعد شاهد تیراندازی شبانه توسط ماموران شهرداری برای از بین بردن سگ ها هم بودیم.

     در تابستان ها برخی از خوش نشینان همراه خودشان سگ هایی را به محل می آوردند و در ویلاهای خودشان نگهداری می کردند. به اعتقاد خیلی از میگونی ها سگ ها را نباید در خانه نگهداری کرد. آن ها اعتقاد داشتند که هر خانه ای سگ باشد در آن خانه فرشتگان نازل نمی شوند. دست زدن به سگ ها، ظرفی که سگ ها در آن آب می خورند و خیلی از مسائل دیگر شرعی را در باره ی سگ ها رعایت می کردند و هم به آن تاکید داشتند.

     سگ ها اگر به طرف آدم حمله کنند نباید فرار کرد. فرار از دیدگاه سگ ها نوعی دشمنی محسوب می شود. باید خونسرد بود و نشست. در این هنگام سگ ها دست از حمله بر می دارند. در محل مخصوصاً شب هنگام اگر یک سگی شروع به پارس کند مابقی سگ ها هم پارس می کنند.

نظرات (0)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد