دزدان دریایی بهتر از دزدان فرهنگی هستند!

یکشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1396
برایم خیلی سخت بود که فکر بکنم گاهی  فرهنگ یک کشور، فرهنگ یک محل، آثار فرهنگی یک فرد  یا گروهی در روز روشن به سرقت برود. البته گاهی شنیده بودم که اشعاری به سرقت می رود.! گاهی می توان در حین تحقیقات و پژوهش برای خلق آثار جدید،  از آثار دیگران برای توجیه و یا تکمیل موضوع انتخابی با حفظ نام منبع اصلی برداشت هایی انجام داد. اما گاهی می شود که از سیر تا پیاز یک آثاری به سرقت برود و هیچ گونه کاری هم نتوان انجام داد. دوستی می گفت که نباید ذهن مردم را روشن کرد، چرا که همان ذهن روشن موجب دلخوری تو می شود. من باورم نشد، اما در طول مسیر صداقتم، هر گاه اتفاق می افتاد که مسئله ای را برای کسی روشن می کردم، همان فرد با نام خودش از همان عقیده من استفاده می کرد و ضمن این که از منبع اصلی صحبت به میان نمی آورد، بلکه این را از افتخارات خودش هم بیان می کرد.
امروزه یکی دیگر از کارهایی که موجب اذیت و آزارم شده، سرقت مودبانه ی یک نوشتار دیگرم است. قرار بود شخصی مجموعه ی تحقیقات مرا مورد مطالعه قرار بدهد و اگر کم و کاستی احساس شد، با ادامه تحقیقاتش آن مورد را اصلاح نماید، اگر چه زحمات زیادی هم کشیده شد، اما به یکباره متوجه شدم که همه ی تحقیقات را به اسم خودش چاپ می کند، شما جای من بودید چه می کردید؟ من به خدا واگذار می کنم، چون هیچ کاری از دست من ساخته نیست! اگر بگویم این تحقیقات مال من است؟ می گوید: خودم تحقیق کردم! البته راست می گوید، اما قرارمان اصلاح تحقیقات اولیه ای است که من انجام دادم، در ضمن این موضوع در ذهن من جاری و ساری شده است، چرا؟ چرا ؟چرا ؟چرا؟دوست دارم بدترین فحش ها را بدهم، به کی؟ نمی دانم! شاید به خودم که صداقتم باعث می شود گاهی زندگیم را تباه بکنم، که کردم!

نظرات (0)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد