ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
بغض در میان راه
در کویر تفته گلوی من
ساقه ای شکسته بود
گفتم : این
سخنوران که بی صدا غنوده اند
وه چه خوب و خواندنی سروده اند
قطعه ای بلیغ و ناب
جاودان سروده ای به رنگ عشق و آفتاب
قطعه ای
که هیچ شاعری نگفت
بهترین ترانه
ای که گوش آسمان شنفت
جان من نثارشان
آفتاب شعر من همواره سایه سارشان
گفت : با تبسمی به رنگ غم
بهترین و برترین سروده ی زمانه است
شعر ماندگارشان
قطعه ی بهارشان
این زمان
دیده از نگاه و لب ز گفت و گو
بسته اند اگر چه باز
بر لب خموششان ترانه است :
اشک را مجال های و هوی مده
گوش کن به چشم خود
در مسیر بادهای نوحه گر
بی امان به سوی جبهه می وزد
پرچم مزارشان
گفت و بغض من شکفت .
کاش ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری مشهور به جریر طبری که در آمل مازندران زاده شده بود یک بار دیگر ظهور می کرد و این بار نه تنها تاریخ طبری، که تاریخ دزدان، سارقان، محتکران، مفسدان اقتصادی، اختلاس گران، دزدان بیت المال، رشوه خواران، و زمین خواران و غیره انقلاب ایران را می نوشت و ابتدا از هم نامی های خودش شروع به نوشتن می کرد.
از ابتدای انقلاب ما با دو نیروی مخالف سر و کار داشتیم. دشمن و منافق دو نیرویی بودند که همواره دل بچه های انقلاب را سرد می کردند. البته مبارزه با دشمن چه بسا راحت تر از مبارزه با منافقان بوده و هست. دشمن هدف و مسیر و جبهه اش مشخص بوده و هست. با دشمنان در مناطق رزمی رو در روی هم می ایستادیم و میجنگیدیم. اگر کشته یا زخمی هم می شدیم، چون برای دفاع از ناموس و ایران و اسلام بود هیچگونه نگران و ترس و واهمه ای نداشتیم. اما دشمنان دیگری هم داشتیم که به چند دسته تقسیم می شدند. یکی منافقان بودند که تقریبا خط و مشی آنان مشخص بود. دشمن دیگری هم وجود داشت که درست در آستین خودمان بزرگ و بی تربیت می شدند. گاهی این دشمنان از دوستان بسیار نزدیک بودند. « چون دوست دشمن است شکایت کجا برم» این دوستان بدتر از دشمن هم به چند دسته تقسیم می شدند که گاهی برای رسیدن به پست و مقام بود، گاهی برای ارتقای حزب و دسته از هیچ کوشش نا صوابی دریغ نمی کردند و گاهی هم برای رسیدن به پست و مقام و هم رسیدن به دارایی های نامشروع از هر طریق ممکن که مقدور بود عمل می کردند. اگر چه در لایه های اجتماعی از یک سوپری سر کوچه گرفته تا محتکران و سلطان های خودرو، دارو و ارزاق و مایحتاج مردمی گرفته تا رشوه و فیش های نجومی و پولشویی مقامات بلند پایه و دیگر عناوینی که شاید این از فرهنگ های بوجود آمده در دامان انقلاب است که به بازار عرضه شده است، همه و همه تیرهایی است که بدنه ی پاک انقلاب اسلامی و بچه های صادق انقلاب را تکه پاره کرده است.
مردم از این که یک حانواده ای در پست های حساس کشور قرار بگیرند ناراحتند. مگر مردان بی ادعا کم داریم که می بایست تمام پست های بالای دولتی و غیر دولتی را خاندان ها اداره کنند. این از عدالت به دور است. در زمان فتحعلیشاه قاجار هم چنین موردی وجود داشت. به شاه گزارش دادند که قوام ها تمام ایران را گرفتند و هر کدام از آنها یکی از شهرها را اداره می کند و عنقریب شاید به تاج و تخت هم فکر بکنند و برای شاه خطرناک است. در این زمان بود که فتحعلیشاه دستور می دهد تمام قوام ها را از صدارت برکنار کنند. برخی از آنها را کشت و برخی را به زندان انداخت و برخی را هم تبعید و کور کرد.
جناب آقای طبری به دستور چه کسی سکان دار قوه قضاییه شد. قوه ی قضاییه جایگاه پاکان و باسوادان و عادلان است. اصلا قضاوت اصلی دست خداست. در چنین جایگاهی باید بیشتر دقت کرد و هر کس و ناکسی نباید در این حیطه قرار بگیرد. اگر قوه قضایی که دادخواهی میکند فاسد شود همه ی ارگانها و مردم فاسد می شوند. رشوه و پارتی و پدرسوخته بازی در نمام سلول های زیرمجموعه قضایی بیداد می کند. به عنوان نمونه برخی پلیس های راهنمایی و رانندگی جاده های کشور نمونه بارز هستند. البته افراد مومن و باخدایی هم داریم که نان شبهه ناک را برای عهد و عیالشان نمی برند. ولی چه کنیم که در این لباس ها هم گردنه بگیرهایی هستند که از راننده بیچاره به خاطر تخلفات رانندگی پول تو جیبی میگیرند. این ممکن نیست مگر این که آدم های بالایی همچون طبری ها در راس کار قرار نگیرند. آنقدر خودشان در منجلاب ثروت اندوزی از راه کثیف وارد شدند که فرصت نمی کنند به اینها برسند. اصلا رطب خورده کی کند منع رطب!
اکبر طبری معاون اول قوه ی قضایی است. مردک می گوید اگر کل لواسان را هم بخواهم به من می بخشند. ایشان جایگاهش را با خان های زمان قاجار اشتباه گرفته است. مثلا یک ولایت و یا یک یا چند ده به نام یک نفر خان میشد. مثلا همین شهرک سعدی شیراز به نام نصیرالملک شد. امروزه شهرداری هم با تولیت آستان قدس نصیرالملک همکاری می کند. مردم برای دریافت سند به شهرداری مراجعه می کنند و شهرداری می گوید اول باید به اداره موقوفه مرحوم نصیرالملک بروید و از آنجا نامه بیاورید. چون این املاک موقوفه ی ایشان است. وقتی به موقوفه نصیرالملک می روند آنها بدون نشان دادن سندی دال بر موقوفه بودن کل سعدی به مراجعان چند فرم چاپ شده می دهند و می گویند بروید اینها را آماده کنید و وجه کلانی هم به حساب واریز کنید تا ما مجوز ورود به شهرداری بدهیم. یکی از فرمها استشهادیه است که مالکان باید از مردم امضاء بگیرند که این ملکی که روی آن زندگی می کنند، متعلق به مرحوم نصیرالملک است. فرم دوم این است که باید به یکی از دفاتر اسنادی بروند و محضری امضاء کنند که این ملک متعلق به مرحوم نصیرالک است و مالکان فقط می توانند به عنوان مستاجر در این مکان زندگی کنند. سوم هم باید وجه کلانی را به حساب تولیت نصیرالملک واریز کنند تا این مالکان مجوز ورود به شهرداری را دریافت کنند. فکر کنم اگر کل لواسان را هم به اکبر طبری ببخشند بعد از مرگش آنجا را وقف اعلام می کنند و مردم یک نسل بعدی هم باید برای رفتن به شهرداری ها ابتدا این مراحل را باید از تولیت مرحوم اکبر طبری بگذرانند.
اتهامات اکبر طبری طبق گزارش نماینده دادستانی عبارتند از:
«مصطفی نیاز آذری فرزند کیومرث نیاز آذری است که بهطور غیرقانونی از کشور متواری شد. او از عناصر اصلی ارتشاء در شبکه اکبر طبری است که با تشکیل ۱۰ شرکت صوری در داخل و خارج از کشور با نفوذ در بستر قضایی و بانکی کشور و با فاکتور سازی و ثبت سفارشهای صوری اقدام به خروج ارز از کشور نموده و به اموال نامشروع زیادی نیز دست پیدا کردهاست. در تاریخ ۲۷ دی سال ۹۰، مصطفی نیاز آذری به اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور بازداشت شد؛ اما علیرغم اقاریر صریح متهم با دخالت و اعمال نفوذ اکبر طبری حکم برائت وی در برخی از عناوین اتهامی صادر و در برخی عناوین اتهامی دیگر نیز مسکوت ماند. همچنین بسیاری از مسئولان بانکی که در این پرونده و اقدامات مجرمانه نقش داشتند با اعمال نفوذ اکبر طبری تبرئه شدند و در حال حاضر، این پرونده در دست رسیدگی قرار دارد»
حضرت آیتالله خامنهای با پیشنهاد وزیر بهداشت مبنی بر شهید خدمت محسوب شدن کادر پزشکی، پرستاری، بهداشتی و خدماتی که در جبهه خدمترسانی به بیماران مبتلا به کرونا جان خود را از دست دادند، موافقت فرمودند.
به گزارش گروه سلامت خبرگزاری فارس، رهبر معظم انقلاب با پیشنهاد وزیر بهداشت مبنی بر شهید خدمت محسوب شدن کادر پزشکی، پرستاری، بهداشتی و خدماتی که در جبهه خدمترسانی به بیماران مبتلا به کرونا جان خود را از دست دادند موافقت کردند.
متن نامه قدردانی وزیر بهداشت از مقام معظم رهبری برای موافقت با این پیشنهاد به شرح زیر است:
«چند روز قبل با داغی که در از دست دادن عزیزان پزشک، پرستار، کادر بهداشتی و خدماتی که در مراکز درمان بیماران مبتلا به ویروس کرونا ( COVID-19) جانشان را نثار خدمت به بیماران کرده بودند در سینه داشتم، عریضهای تقدیم مقام معظم رهبری نمودم که موافقت فرمایند این برباد رفتگان در یاد مانده بهعنوان شهدای خدمت محسوب شوند گرچه سوز جانگداز شهادت این عزیزان همواره مغز استخوانم را خواهد گداخت، معالوصف موافقت محبت آمیز ایشان که مدافعان سلامت همچون مدافعان حریم مرزهایمان در دفاع مقدس و مدافعان حرم ستارگان تابناک آسمان و شهادت میمانند و میدرخشند، افتخاری است برای جامعه بهداشت و درمان کشور که شبانه روز در دفاع از حریم سلامت مردم سرزمینشان جانفشانی میکنند.
امید است روح بلند این عزیزان همنشین سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) باشد.
این ابراز لطف و قدرشناسی محبت آمیز رهبر فرزانه انقلاب، خدمتگزاران صدیق نظام سلامت را بیش از پیش و دلسوزانه در عرصه خدمت نگاه خواهد داشت. برای این عزیزان علو درجات و برای همکاران ارجمندم در سراسر کشور تندرستی و بهروزی مسئلت دارم.»
دکتر سعید نمکی