X
تبلیغات
رایتل

ساختمان پلاسکو و شهیدانی از جنس ایثارِ ایثار

دوشنبه 27 دی‌ماه سال 1395
نمی دانم چه بگویم که این غم نامه ای است برای تعزیت شاهدان و شهیدان ساختمان پلاسکو. ساختمانی که جایگاه و پایگاه مردانی از جنس تولید و عرضه ی البسه ی های ایرانی ایرانی بودند. آن جایی که روزگاری  شلوغ ترین جایگاه تفریح و خرید و بازار بود و امروز در اوج شلوغی سکوت حیرت انگیزی خفت مسوولانی را می فشارد که چرا؟؟؟ نمی دانم این شورای شهر که می گویند ما چنان کردیم و چنان، چرا با ابزارهای قدرتی که داشتند به یکباره تعطیل نکردند،  و یا جایی برای کاسبانش در نظر نگرفتند و نسبت به ترمیم و تقویت و یا تخریب آن اقدام عملی نکرده اند. مگر نه این است که پلیس های شهرداری با بیل و کلنگ و ماشین های باری از ساخت بناهای غیر مجاز جلوگیری می کنند، پس چرا نسبت به این قضیه و یا شاید بناهای دیگری که اینچنین است اقدام نکرده و نمی کنند. در این حادثه فقط و فقط باید از نیروهای آتش نشانی که با قدرت و شجاعت پای در میدان گذاشتند و با جدیت تمام برای نجات جان انسان ها گام برداشتند، تشکر و قدردانی کرد. به خانواده هایی که عزیزانشان را در این حادثه از دست دادند که بی شک شهیدانی از جنس ایثار و فداکاری و غیرت و مردانگی هستند تبریک و تسلیت گفت.
یادم هست وقتی وارد شهرداری محل شدم و برای طبقه ی دوم منزل مسکونی ام اجازه ی ساخت بنایی درخواست کردم. به من گفتند که باید پولی به مهندس بدهی و اگر اجازه داد می توانی جواز بگیری. ما هم مقداری پول در حدود 150 هزار تومان تهیه کردیم و به مهندسی که خودشان معرفی کردند، پرداختیم و آوردیم و منزل ما را مورد بازرسی قرار داد. ایشان فرمودند: چون این واحد قدیمی است نمی توانی رویش را یک طبقه ی دیگر بسازی. به شهرداری مراجعه کردم و گفتم این مهندس اجازه ساخت بنای طبقه ی دوم را نداد، باید چکار کنم؟ گفتند که باید این بار پول دو تا مهندس را بدهی و آن ها بیایند و نظر بدهند. گفتم که اگر آن ها هم قبول نکردند باید چکار کنم؟ گفتند که در آن صورت مهندسان سه نفره را به شما معرفی می کنیم. گفتم که اگر آن ها هم قبول نکردند باید چکار کنم؟ گفتند که باید از مهندسان 5 نفره استفاده بشود. گفتم که گیرم آن ها قبول نکردند. آن وقت باید چکار کنم ؟ گفتند که مهندسان هفت نفره را به شما معرفی می کنیم. یعنی باید به تعداد هفت نفر هر کدام 200 هزار تومان بپردازم تا آن ها نظر بدهند. گفتم که اگر آن ها هم قبول نکردند چی؟ گفتند که انشاء الله قبول می کنند. وقتی چنین مدیر مسوولانی در شهرداری وجود دارند و هیچگونه کاربلدیتی ندارند چگونه سقف پلاسکو و امثالهم نریزند. هر چقدر گفتم ای بابا من می خواهم با ستون زدن ساختمانم را تقوییت کنم و بعد رویش را بسازم. هر چه می گفتم. آن ها می گفتند که این کار بسیار آسان تر و کم هزینه تر است. و من همچنان از این قضیه حیران حیرانم.
نظرات (0)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد